قصه زیبای زینبم
08 دی 1399 توسط علايي نسب
فاطمه مادرم چه قدر مهربان است و زحمت کش . همیشه او را می بینم که مشغول رتق و فتق امور خانه بود و به من و برادرانم حسن و حسین رسیدگی می کند. با پدرم مهربان است. عاشق پدرش رسول خدا ست. آنچنان که من نیز کم کم به این موضوع پی بردم که پدر بزرگم از جایگاه… بیشتر »